‏نمایش پست‌ها با برچسب صهبا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صهبا. نمایش همه پست‌ها
0 com

هایکوهای مقاومت

برگ هایش را به غارت بُرد
باد پائیزی؛
ایستاده مُرد درخت

چشم هایم را
یارای مقاومت نیست
در برابر چشم هایت

تاب نمی آورم
زیر شکنجه ی مدام؛
ضربات شلاق گیسوانت

در تاریکی ِهزارتوی گیسوانش
محاصره شده ام؛
خط مقاومت ام شکست

حصر آبادان دلم را
سرانجام شکست؛
آغوش گرم تو

مهدی شادکار
۱۹ اکتبر ۲۰۱۳
کافه پُل بلوار سن ژرمن
پاریس
Read more »
0 com

طوبی


نشسته در مهتاب
زیر درخت طوبی،
پریا؛
اما تو زیباتری.

بوی بهشت می دهد
زیبای من،
طوبی؛
تجری در کنارش الانهار

گیسوانت
چون شاخه های طوبی
در بهشت؛
چشمهایت اما
قیامت است.

مهدی شادکار
سیزده مهر نود و دو
کارگاه شعر صهبا
کافه پل - سن ژرمن
پاریس
Read more »
0 com

الغیاث



وقت رفتن اینک آمد الغیاث
فرصت ماندن سرآمد الغیاث
جمع صهبا را تو کردی انجمن
سوی ما چون رهبر آمد الغیاث
بهر آن کارگه شعر و طرب
جمله ما را داور آمد الغیاث
آن تفرج های این شهر سپید
آن پاریس گردی سرآمد الغیاث
آن کلیسای کنار سن میشل
چون فواره بی سرآمد الغیاث
دوستانی همچو آب کُمپرس
دوستی کی آخر آمد الغیاث
«سازگار» ام می رود دامن کشان
کی دوباره رفت و آمد الغیاث

الغیاث : زجه و ناله و زاری درش مستتر است.
کُمپرس : مدرن شده ی واژه ی « که مپرس» است که حافظ استفاده کرده است.
سازگار : مقصود، همین محمدرضا سازگار خودمان است.

دوست خوب ما و ستون خیمه ی انجمن صهبای ما، محمدرضا سازگارنژاد به میهن باز می گردد. این جلسه کارگاه شعر با موضوع خداحافظی بود. البته قرار است شعبه ای از صهبا را در تهران بنا نهد و ما کم کم به او بپیوندیم. به امید خدا

مهدی شادکار
نشست ادبی صهبا
۱۴ سپتامبر ۲۰۱۳
کافه پل - بلوار سن ژرمن
پاریس





Read more »